آرشیو مجلات

مصاحبه با آقای رضا هاتفی اولایی ، مدیرعامل و صادرکننده نمونه استان 1397/12/04

article img

آقای رضا هاتفی اولایی ، مدیرعامل و صادرکننده نمونه استان ، با برند خرم است. وی متولد 1324 است و در سالهای 1347-1348 سنگ بنای تولیدات خود را پایه گذاری کرد.
او در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و از کودکی نزد پدر قواعد و قوانین کسب و کار را فراگرفت. وی علی رغم بهره مند بودن از رفاه و یک زندگی بی دغدغه ، خیلی زود پای در عرصه ی فعالیت اقتصادی گذاشت . مدتی در کنار پدر به کسب تجربه و نشان دادن استعداد ذاتی خود در امور تجاری ، مشغول بود و دیری نپایید که به امور تولیدی و کارآفرینی رغبت یافت.
امروز، پس از حدود50 سال که از دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و استخوان خرد کردن او در عرصه ی تولید ، گذشته ، و افتخاراتی همچون صادرکنندگی نمونه ، پیشکسوتی نمونه صنعت  یا تولید واحد نمونه بهداشتی را نیز در کارنامه دارد ، با من ، به گفتگو نشسته تا مروری در گذشته اقتصادی موفقیت آمیزش داشته باشیم.

-جناب هاتفی ، با چه تفکری به زمینه تولید وارد شدید و در آن باقی ماندید ؟
من با تکیه بر آموزه ها و مطالعاتم و پایه های اعتقادی محکم ، در این مسیر گام نهادم. در 16 یا 17 سالگی وارد کسب و کار کوچک پدرم شدم. او در خرید و فروش فعالیت داشت و من مدتی در مجموعه او عملکرد خوبی داشتم. اما این ذهنیت که کار میبایست تولیدی و مفید به حال اجتماع باشد را هم ، در سر میپروراندم. آن زمان تازه مرغداری های صنعتی فعال شده بودند که هزاران مشکل تولید مرغ و تخم مرغ خانگی و سنتی را نداشتند. با دیدن این صنعت نوپا ، فکر تولید در من جدی تر شد. در همین اثنا ، برای کمک به یک دوست ، مدت کوتاهی وارد کار کاشی و لوله و این قبیل لوازم شدم.که البته میتوانم بگویم که 6ماه اول تقریبا هیچ درآمدی نداشتیم. اما من صبر و پشتکارم را از دست ندادم و با تحقیق و جست و جو ، توانستم فروش موفقی داشته باشم. در همین زمان که مشتری ها زیاد شدند ، من با همان ایده های تولیدی از آن شغل بیرون آمدم و به دنبال ساخت کارخانه و ورود جدی به تولید ، کارخانه ای ساختم که به دلایل گسترش شهرسازی پس از تنها یکسال پلمپ شد.
سال 1348 به محل فعلی آمدم و کارخانه جدید را در اینجا پایه گذاری کردم. حتی الان هم یکی از ساختمان های آن زمان را برای یادگاری نگهداشتم. از آن روز تا به حال هرروز با مشکلات زیادی روبه رو میشوم . حتی خیلی از نزدیکان در همان زمان ها پیشنهاد رهاکردن این کارخانه را به من دادند ، اما من با سماجت بیش از حدی که به خرج دادم و بدون اینکه  آن روزها از کسی حتی از پدرم کمک بخواهم ، همچنان این کارخانه را سرپا و موفق نگهداشته ام. گاه میشد که از استرس خواب نداشتم و به کتاب و مطالعه پناه میبردم. تاریخ میخواندم چرا که اعتقاد پیدا کرده بودم ، تاریخ چراغ راه آینده است.
-آیا ثروتمند بودن تنها ویژگی موثر برای ورود به عرصه کارآفرینی است ؟
ورود به کارآفرینی و تولید ، حتما پول نمیخواهد. مستلزم خصایص دیگری هم هست. قبل از هرچیز اعتقاد لازم دارد. پایه ی اعتقادی قوی میتواند در زندگی انسان راهنما و راهگشا باشد. پس از آن ، هدف گذاری اهمیت دارد. و البته استعداد یابی. در کشور ما متاسفانه استعداد شناسی و استعدادیابی به درستی انجام نمیگیرد. انسانها باید خودشان بدانند که چه کاری از آنها برمی آید. آن هم بطور خودجوش .وقتی هدف شناسی و خودشناسی صورت گرفت ، پشتکار اهمیت پیدا میکند. خسته نشدن و جلو رفتن بسیار مهم است. پس تنها پول نمیخواهد ، بلکه تصمیم میخواهد. قدرت روحی و روانی و جسمی میخواهد. باید بطور خستگی ناپذیری پیش روی کنی. در خلال این ، صداقت در تولید ، رفتار و گفتار ، لازم است. بدون استثنا ، این سلسله مراتب ، میتواند منتج به نتیجه شود. در کنار اینها ، هوشیار و متکی به نفس بودن هم صفات مهمی است. به این خاطر که آفات زیادی به تولید صدمه میزند . فرد باید به هیچ کس ، نه به بانک ، نه به فرد ، نه به سازمانها ، اتکایی نداشته باشد. اگر خودش مطالعه و بررسی کرد و مسیرش را مشخص کرد ، موفق میشود ، در غیراینصورت ، به جایی نمیرسد.
-چگونه ما میتوانیم از فشارهای تحمیلی اقتصادی امروز ، به سلامت عبور کنیم ؟ نقش دولت در این برون رفت چیست ؟
کشور ما همیشه دچار چنین مشکلاتی بوده و هنوز هم هست. اما اصالت دارد و موهبت های خدادادی بسیاری در آن به چشم میخورد. بالتبع آفت هایش هم زیاد است. از آنجا که هرچیز به اضدادش شناخته میشود ، مثلا از شناخت نازیبایی ها ، میتوان به زیبایی ها معرفت پیداکرد. برای بیرون رفتن از شرایط حال حاضر هم ، ما باید مشکلات و زشتی ها و تلخی های امروز و گذشته را بشناسیم و پس از آن با ارائه ی زیرساخت ها به زیبایی ها دست یافت.
ما هرروز درحال انتخابیم. جوانان باید خود را یشناسند . شرایط را بشناسند و منتظر نباشند که کسی از آنها دعوت به کار کند. تکلیف مسئولین مملکت ایجاد شغل نیست. مسئولین باید یسترهای ایجاد کارآفرینی را فراهم کنند و بخش خصوصی مشکل اشتغال را حل کند. مسئولین موظفند که وظایف انسانی را بازآموزی کنند. دولت نمیتواند جور همه چیز را بکشد و برای همه کارآفرینی کند. لازم است دولت واقعاکوچک شود نه اینکه فقط شعار کوچک شدن بدهد. دولت باید فرهنگ کار را آموزش دهد.  امروز ثابت شده که جنگ ، جنگ توپ و مسلسل و تانک نیست ، بلکه جنگ اقتصادی است که ما را به تنگنا کشانده است. باید دید کشورهایی مثل آلمان و ژاپن و چین چه راهکارهایی را پیموده اند که امروزه با کار و اقتصاد حرفی برای گفتن دارند.
به نظر شما فرهنگ کار ، چه کمکی به اقتصاد ما خواهد کرد ؟
فرهنگ کار اگر هم در همه سطوح وجود داشته باشد ، مشکلات عظیم اقتصادی را حل میکند. مثلا من اگر کارآفرینی کنم ولی کارگرم فرهنگ کارکردن را نیاموخته باشد ، حاضر نیست هرکاری را بپذیرد. فقط میخواهد پشت یک میز بنشیند. کارآفرین هم باید با این فرهنگ ، آمیخته شده باشد تا بتواند نهایت بهره وری از منابع را به دست آورد. باید توجه داشت که کار بزرگ دست آدم های کوچک سپرده نشود. اگر کارگر من سلامت داشته باشد ، ده برابر امروز کارآفرینی میکنم. کارگر سالم و آگاه از فرهنگ برای کارآفرین مثل عضوی از اعضای خانواده اش عزیز است. سرمایه اش است و رهایش نمیکند. ولی امروز بخاطر همین نقص فرهنگ کار ، کارخانه ها در فکر خلاص شدن از دست نیروی کار خود هستند. پس باید هم در حوزه کارگر و هم کارفرما ، فرهنگ سازی صورت گیرد که هردو بتوانند بیش ترین و بهترین بهره وری ممکن را داشته باشند .
-بدست آوردن افتخاراتی چون صادرکننده برتر به خودی خود سخت است ، اما قطعا نگاه داشتن این عنوان به مراتب دشوارتر خواهد بود ، چگونه این افتخار را به دست آورده و از دست نداده اید ؟
ما مشکلات زیادی داشته و داریم و با چنگ و دندان به مسیرمان ادامه میدهیم. هیچ حمایتی از ما نشده و ما همیشه به طور خودجوش حرکت کردیم. واحد دوم ما در خراسان شمالی 11سال است که فعال شده و هرسال هم صادرکننده نمونه بوده است. البته مدیریت مرکزی آن واحد هم اینجاست . خراسان شمالی یکی از محروم ترین استانهای کشور است ، ما در این واحد امور زیربنایی زیادی انجام دادیم. تمام امور از مزرعه تا محصول ، را خود اداره میکنیم.  الگوی کشت و کار را کاملاً عوض کردیم. در واقع فعالیت خود را ابتدا از بخش کشاورزی آغاز کردیم و ارتباطی صمیمانه بین کارگرها و کشاورزها و کارخانه به وجود آوردیم. ما هزارهکتار در خراسان بزرگ را با هدف تولید و صادرات زیر کشت برده ایم . شناخت و انتخاب بذر ، شناخت محیط ، کشت گوجه و... همه با مطالعه انجام میشود. سیستم آبیاری نشتی در کشور قبلاً وجود نداشت . ورود علمی به این قضیه را اولین بار واحد تولیدی ما انجام داد. با چنین سیستم آبیاری ما توانستیم بهره وری از خاک و آب را به موازات هم به دوبرابر سایق برسانیم. در واقع ورود علمی و تجربی به این قضیه پیدا کردیم . امروز ما هم در جبهه داخلی میجنگیم و هم بین المللی. در حقیقت در همه ابعاد جهاد کردیم و به آن ادامه میدهیم.
-امروز که خود در حال تولید کالای باکیفیت هستید ، معیارهای یک کالای باکیفیت ، از نظر شما چیست ؟
من چون درحال تولید صنایع غذایی هستم ، باید غذایی را به دست مصرف کننده برسانم که با کمال میل و رغبت ، به خانواده ام بدهم. این حرف اول و آخر من است.
از چگونگی به دست آوردن بازارهای دیگر کشورها ، مثلا افغانستان بگویید.
بازار افغانستان اتفاقی به دستم نیامد. هرکس هرجنس بدی داشت به افغانستان میفرستاد. ولی من بهترین جنس خود را به آنجا فرستادم . در یک بازه دو سه ماهه که جنس بد ، نایاب شده بود ، من به بازار افغانستان ، با کالای باکیفیت راه یافتم. حتی وقتی بعد از مدتی از من درخواست کردند که به ازای سود مالی فراوانی ، از کیفیت رب گوجه تولیدی خودم کم کنم ، حاضر به چنین کاری نشدم. چرا که درعین حال که به اعتبار ما صدمه میزد ، ضمن ازدست دادن احتمالی بازار افغانستان در بلند مدت ، وجدان خودم ناراضی بود و این کار را درست نمیدانستم. اما این تصمیم درستی که در آن زمان گرفتم ، باعث شد بهره آن تصمیم در نهایت به دستم برسد . امروز بازار این کشور در دست من است.
-از آنجا که خودتان ، در سنین جوانی اقدام به کارآفرینی و تولید کردید ، آیا خود شما هم امروز به جوانان اعتماد میکنید ؟
من هیچ وقت اعتقاد به جدا کردن نیروی پیر و جوان نداشتم و ندارم. همه در کنارهم باید باشند. این تفرقه ی ناموزونی است که در جامعه ، حاکم شده است. هرجوان و پیری یک عضو از خانواده است که مکمل هم هستند. هم به تجربه پا به سن گذاشته ها نیاز هست و هم به نیروی جوان ها.  واحد خراسان جنوبی خرم اگرچه توسط جوان ها اداره میشود ولی اگر تجربه من در تولید به آنها منتقل نشده بود ، آیا میتوانست به اندازه امروز موفق عمل کند ؟ امروز خانواده ای که بالای هزارنفر عضو پیر و جوان دارد ، با ما به طور مستقیم همکاری میکند.
-با وجود همه ی تنگناهای اقتصادی امروز ، چه آینده ای برای اقتصاد و تجارت ایران متصورید؟
کشور ما از دیرباز تا کنون درگیر چنین تنگناهایی بوده است. اگر از منفعت طلبی های شخصی بگذریم و دولت هم از تصدی گری بیرون بیاید ، به تولیدکننده اعتمادکند ، بهره وری بالا میرود. همچنین باید جامعه ی سالم تربیت کنیم ، فرهنگ سازی انجام دهیم و جامعه را از آفاتی مثل اعتیاد و فساد و بزه ، دور نگهداریم ، تا به سلامت رشد کند . البته آینده چندان قابل پیش بینی نیست ولیکن من نوعی هرگز خسته نمیشوم و علی رغم این موج ناامیدی که در جامعه منتشر شده ، به تلاش خود بی وقفه ادامه میدهم.
- آیا فروش اینترنتی هم در بین شیوه های فروش و بازاریابی ، واحد تولیدی خرم ، جای دارد ؟
البته مدیران جوان در حال پیگیری این شیوه های فروش هستند. هرچند وجود موانع زیادی که داریم مانع فعالیت ما در این بخش میشود. هدف بدیهی بازاریابی فروش است ، وقتی در بازارهای فروش امروز من اختلال ایجاد شده ، چه کاری از من ساخته است ؟ بازاریابی های اینترنتی ، نیازمند وجود سیستم بانکی ، نرخ باثبات ارز و این قبیل زیرساخت هاست که امروز چندان از آنها بهره مند نیستیم. دنیا با این سیستم موجود نمیتواند با ما کار کند و ما قادر به یافتن بازارهای جدید نیستیم.
-در نهایت با وجود همه مشکلات عنوان شده ، پیشنهاد میکنید که سرمایه داران به امر تولید و کارآفرینی مشغول شوند ؟
اگر هدف سود مالی و راحتی است ، خوب جواب نمیدهد ، چون خرید و فروش و واسطه گری ، سودمندتر و راحت تر است. ولی اگر اعتقاد به تکلیف درقبال همنوعان و هم وطنان باشد ، قطعاً آنهم به هدف خود خواهد رسید و در نهایت بدون سود هم نخواهد بود.

تهیه شده در واحد تجاری تجارت پویا

سعیده موسوی
 

ثبت نظر